سديد الدين محمد عوفى
634
متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )
نيكو او را نصب كردم و دختر بازرگانى با جهازى تمام « 1 » بخواستم از بهر وى « 2 » . و اسباب فراغت مهيا شد ، و در مدت نزديك ثروتى و نعمتى بحاصل كرد « 3 » و در ميان معارف شهر « 4 » شهرتى تمام يافت ، و خود را ابو على « 5 » صولى « 6 » خواندى و بدين كنيت مشهور شد . از اتفاقات « 7 » ايام ، مرا از آن ولايت « 8 » عزلى افتاد و ديگرى متقلد قضاى آن خطه گشت « 9 » ، و چون من به بصره مراجعت نمودم قاضى ديگر به اهواز رفت « 10 » ، و ابو على صولى آن همه حقوق نعمت را به كفران مقابله كرد ، و « 11 » با خصمان من يار شد چنان كه مرا به واسطهء سعايت او مبلغى « 12 » مال خطير « 13 » زيان شد و سه سال در آن زحمت بودم . بعد از سه سال « 14 » قضاى آن خطه « 15 » به من تفويض فرمودند و من به اهواز آمدم و ابو على « 16 » بعد از آنكه آن همه قصدها كرده بود [ و ] از خبث ضمير و اصل بد خويش آنچه مىتوانست « 17 » از غمز و سعايت و بهتان « 18 » تقديم نموده به خدمت من پيوست و ملازمت كردن گرفت و حيا او را مانع نيامد . من « 19 » او را به خلوت خواندم « 20 »
--> ( 1 ) - مپ 2 : نعمتى بسيار ، مج : جهاز بسيار ( 2 ) - مپ 2 و مج : از بهر وى بخواستم ( 3 ) - مپ 2 - و اسباب فراغت . . . كرد ( 4 ) - مپ و مج - شهر ( 5 ) - مپ 2 : بو على ( 6 ) - متن : صوفى ( 7 ) - مپ 2 : اتفاق ( 8 ) - متن - ولايت ، مج : شغل ( 9 ) - مپ 2 - و ديگرى متقلد . . . گشت ( 10 ) - مپ 2 و مج : آمد ( 11 ) - مج + و جمله انعامات مرا به عصيان و نسيان پيش گرفت و مرا سعايت بسيار كرد ( 12 ) - مپ 2 : مبالغى ( 13 ) - مپ 2 - خطير ، مج + مرا ( 14 ) - مپ 2 : آن ( 15 ) - مپ : اهواز ، مج + باز ( 16 ) - مج + صولى ( 17 ) - مج : خواسته + و توانسته ( 18 ) - مپ 2 - از غمز و سعايت و بهتان ، مج : غمزها و بهتانها ( 19 ) - مج : روزى ( 20 ) - مپ 2 : بخواندم به خلوت